روشنی خونه ما زهرا خانوم
روشنی خونه ما زهرا خانوم
روز نوشت های من ، دخترم و باباش
تاريخ : پنجشنبه 16 خرداد 1392 | نویسنده : مامان لیلی
بازدید : مرتبه

من در تاریخ 16 شهریور 1391 در ساعت 2 بعد از ظهر پا به این کره خاکی گذاشتم....

 راستی من زهرا خانوم روشنی چشم مامان وبابا هستم

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز




موضوع :
تاريخ : پنجشنبه 19 آذر 1394 | نویسنده : مامان لیلی
بازدید : 40 مرتبه

عزیز مامان این پست هم با تاخییر نوشته میشه

شما الان دقیقا 3 سال و 3 ماه و سه روز داری

من تازه میخوام در مورد تولد سه سالگیت بنویسمخجالت

مامان یه کم در گیر خیاطی بودن این مدت،شما هم که زیاد نمیزاری من با لپ تاپ  کار کنم

خب بگذریم مامان جون 

تولد سه سالگی دخترم توی مهد قرانش گرفته شد در کنار دوستای گلش 

یه کیک کوچولو هم پختم که خودت خیلی دوست داشتی، یه چند روز قبل تولدت هم یک کیک دیگه هم مامان درست کرد به افتخار مهمونای عزیز بابا حاجی و مامانی و دایی در پایان عکس ها رومی زارم

 



ادامه مطلب...

موضوع :
تاريخ : يکشنبه 25 مرداد 1394 | نویسنده : مامان لیلی
بازدید : 104 مرتبه

بهترینم دوستت دارم

خدای را بارها برای داشتن تو سپاس میگویم.

.لبخند خدا روزت مبارک

 

 

 

 




موضوع :
تاريخ : دوشنبه 21 ارديبهشت 1394 | نویسنده : مامان لیلی
بازدید : 95 مرتبه

چهارمین بهار با حضور زهرای نازمون رو پشت سر گذاشتیم

امسال خدا روشکر خوب بود و به همه خانواده خوش گذشت البته دو روز اول عید که تو و بابا هادی مریض بودین رو فاکتور میگیریمخدا رو شکر تقریبا از وقتمون استفاده کردیم و چند روزی رفتیم مسافرت که شما خیلی دوست داشتی و بهت خوش گذشت.



ادامه مطلب...

موضوع :
تاريخ : دوشنبه 21 ارديبهشت 1394 | نویسنده : مامان لیلی
بازدید : 119 مرتبه

توی این مدت که نبودیم

یه سری تغییرات داشتیم که اول اینکه از خونه قبلی نقل مکان کردیم به یه جای دیگه 

بعد از گذشت شش ماه زهرا جان هنوز میگن خونه جدیب

روبروی خونه یه پارک کوچیکه که تقریبا هروز ما رو اونجا پیدا میکنید

دخترم اما با مادر (صاحبخونه قبلی) رابظه اش رو حفظ کرده و هفته ای یه بار باید بریم سر بزنیم

دخترکم یه کم بزرگتر شدن و شبا اتاق خودش میخوابه خواب

و یه اتفاق مهمتر اینکه دیگه نیازی به پوشک کردن ندارهآرام

اینا از برکات خونه جدیدچشمک

عکس در ادامه...



ادامه مطلب...

موضوع :
تاريخ : دوشنبه 21 ارديبهشت 1394 | نویسنده : مامان لیلی
بازدید : 130 مرتبه

عزیزکم

منو ببخش که وبلاگت رو انقد دیر به روز کردم

یه کوچولو تقصیر شماست یه عالمه هم از تنبلی مامان

چند تا عکس ازدومین بهار زندگیت میزارم



ادامه مطلب...

موضوع :
تاريخ : دوشنبه 21 ارديبهشت 1394 | نویسنده : مامان لیلی
بازدید : 96 مرتبه

زهرا و مامان بعد از بعد غیبت طولانی اومدنخجالت

از این به بعد بیشتر مینویسییم




موضوع :
تاريخ : جمعه 20 تير 1393 | نویسنده : مامان لیلی
بازدید : 180 مرتبه

سلام زهرای مامان

دخترکم  این روزها اذیتی نیست که نکنی،روز به رو. شیرین زبون تر و شیطون تر

دارم عشق می کنم با این روزها،خدایا ممنون...

دامنه لغاتت خیلی بیشتر شده تقریبا همه چی رو به زبون خودت تکرار می کنی.تلفن که زنگ می زنه می دویی و اگه خدایی نکرده من بردارم خیلی بهت برمی خوره و این شکلی میشیگریه.

انقد کارای جالبی انجام می دی که  همون لحظه با خودم میگم کاش برم بنویسم اما اصلا میونه خوبی با نشستن بنده پای لب تاب نداری الانم نمی دونم چی بنویسم مامانم

دوست دارم

 




موضوع :
تاريخ : شنبه 20 ارديبهشت 1393 | نویسنده : مامان لیلی
بازدید : 197 مرتبه

زهرای قصه ما بیست ماهه شد.

دخترک قصه ما خیلی شیرین و ناز نازی  تر شده ، هرچی میگیم تکرار می کنه با زبون خودش

دامنه لغاتش هم روز به روز بیشتر می شه

جمله  و کلمه هایی که میگه:

بله خطنااااااااااا دث بابا:پله خطر ناکه باید دست بابا رو بگیریم

هام هام خطنااااااااااااااااا دث بابا:ماشینهای تو خیابون خطر ناک دست بابا رو بگیریم

ابی ماخواممممممم: اب می خوام

بیثینم:می خوام بشینم

بالاس: لباس

لول/: گل

عمو نون:عمو جون

امی ممد: امیر محمد  . پورنگ و هر بچه ای که اسمش محمد باشه

پولولا: پفیلا

مامانی: مامان مامان

ماما دوت:مامان جون مامان بابا

آبویه:ای لاو یو(وقتی می گیم بگو ای لاو یو)

ماغان: ماکان ( پسر همسایه که سنی هم نداره 30 سالشه)

نقانی: نقاشی، خودکار  ومداد رنگی کلا هر وسیله ای که به نوشتن ربط داره

تتاب:کتاب

تابتاب:پارک

نن نلی:صندلی

ننننی:بستنی

نننایی:زندایی

مونوش: مهرنوش

ملا :مهلا

هرکی زنگ خونه رو می زنه با ذوق می گه بابا سلام باباسلام و وای به روزی که کسی نیاد بالا یا زنگ اشتباهی زده باشه انقد غر میزنه و گریه می کنه .

چند روز پیش داشتم غذا درست می کردم زهرا اذیت می کرد و بهانه جویی می کرد

بهش گفتم زهرا برو زنگ بزن بابا ببین کی میاد با کمال تعجب دیدم ازم جداشد و اومد سمت اتاق و سمت گوشی چند بار دکمه ها رو زد و شرو ع کرد به صحبت الو سلام  الو سلام .....

وقتی کار اشتباهی انجام میده قبل از اینکه چیزی بگم سرشو می ندازه پایین  وبعد به این ور اون ور تکون می ده و می گه نچ نچ نچ نچ

وقتی می گیم تشکر کن سریع می گه مممون

 وقتی هم می گیم عذر خواعی  کن می گه :مغنت

شعر تاب تاب عباس رو برا   خودش می خونه وقتی از جایی اویزونه وقتی توی تابشه

تاب تاب عبانو خدا ننازی اگه بندازی باباهادی  مامان بن..... چیزایی که از حرفاش می فهمیم.

امروز خونه همسایه به دخترشون میگه مونوش دوتت داره یعنی  مهرنوش دوست دارم.

این روزا طوطی شکر شکن  شده دخمرک همه رو می زاره سر کار.

خیلی چیزایی دیگه هم میگه که ذهن یاری نمی کنه

تو هفته ای که گذشت زهرا با دوستای جدیدش اشنا شد و کلی بهش خوش گذشت .

 




موضوع :
تاريخ : چهارشنبه 7 اسفند 1392 | نویسنده : مامان لیلی
بازدید : 203 مرتبه

زهرا گل مامان

این روزها انقد خوردنی شدی که دلم می خواد همیشه همین قدی بمونی.

دیگه هر کاری می گم سریع متوجه میشی و با اشتیاق میری انجام می دی.

هرچی که بدیم دستت وادرس رو بدیم سریع به مقصدش میرسونی و خودت رو تشویق می کنی ودست می زنی .

هر چی بگیم تو هم تکرار می کنی. هر جای جدید می ریم سلام می کنی.  در ضمن برای جلب  توجه ما هم سلام می کنی.خیلی که خوشحالی می گی تلوو تلووم (سلام سلام)

هر 3 ساعت شبکه بازار و شما در حال تماشای اگهی هستی به مدد همین اگهی ها کلمه بچه رو یاد گرفتی وقتی می پرسیم بچه چی میشه با خوشحال می گی بی بی وبرا خودت دست می زنی.

هرچیز جدید برات می خریم می خوایم تنت کنیم فورا می گی انه انه یعنی منو ببر جلو اینه

کلمه های جدید

نمک:ممک

ماشین :ماتی  هام هام

 اسانسور: اتاتور

چای :تی تی

پسته: تته

گردو :ددو

امروز هم کارم داشتی دستمو می کشیدی با خودت می بردی می گفتی ماااااااااااانییییییییییییی

بابا رو هم دیشب بادی صدا می زدی کلی با بابا خندیدی بابایی رو با هادی قاطی کرده بودی.

چیزی رو اگه بخوای می گی ناخا ناخا

وقتی می گم الکی بخند ادای خنده رو در میاری وقتی هم می گم گریه کن لباتو غنچه می کنی و گریه می کنی ودر اون لحظه دلم می خواد بخورمت.

احساس مالکیت نسبت به وسایلت داری نسبت به این واژه که مال منه حساسیت نشون می دی

سریع می گی نه منه منههههههههههههه

 

 




موضوع :
تاريخ : سه شنبه 24 دی 1392 | نویسنده : مامان لیلی
بازدید : 221 مرتبه

دخترکم در  این روزهای سرد زمستان روزهای خوبی را با تو سپری می کنیم

سومین برف زندگیت را تجربه کردی و کلی  ذوق از خودت نشون دادی وقتی می رفتی تو برفا

این روزها طوطی کوچک خانه ما شدی و هرچی رو می گیم تکرار می کنی مهربونم...

وقتی می خوای خودت رو لوس کنی من وبابا رو به مامی ، بابی ، بابایییی ، صدا می زنی

 دامنه لغاتت داره روز به روز بیشتر میشه

خرما: موما

سیب: تیـــــــــب

چای: تیـــــــــــی

ترشی: توتــــــــی

گوجه : دوجـــــــه

نون: نو نو

بالا : با  با

افتاد : اوتاااد - اپتوو

باز: با

داغ : دوووووغ

عینک: نع نک

توپ: تو  تو

 جونم برات بگه هرجا می ریم برامون ارزوی صبر می کنن انقد که شما شیطونی می کنی واصلا خجالت تو کارت نیست.

همه اعضای بدنت رو می شناسی از رنگها هم زرد و ابی  رو خوب بلدی مکعب و توپهایی که زرد و ابی باشن ور می داری و با تاکیید می گی دد ( زرد) یا ابـــــــــــــی

وقتی میگیم میزو تمیز کنی تندی یه چی می کشی رو میزو سرتو این ور اون ور می کنی.

امروز بوس فرستادن هم یاد گرفتی فدات بشم که فقط خوب فوت می کنی.

هر جا نی نی می بینی تقریبا خود کشی می کنی.

برنامه مورد علاقه ات عمو پورنگه ولی تبلیغات اگرین، تن تاک ،کباب پز پلین،بالا بالا ، بسته هوشان و ربات کوچولو هر جا باشی میخکوبت می کنه جالبه که بعضیاشون اصلا اهنگ هم ندارن ولی تو با دقت تمام میشینی و میبینی.

کلا زندگی شادانه ای داریم با تو دخترکم

 

 





موضوع :
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 صفحه بعد
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
آمار سايت
افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 13 نفر
بازديدهاي ديروز : 3 نفر
بازدید هفته قبل : 40 نفر
كل بازديدها : 34469 نفر